یه حرفایی

خرید بک لینک

دوست داشتن عضوی از بدن است. درست است که همه فوراً به فکر "قلب" می افتند ولی من می گویم که دوست داشتن، "دندان" آدم است دندان جلویی که هنگام لبخند برق می زند ...حالا تصور کنید روزی را که دوست داشتن آدم درد میکند! آرام و قرار را از آدم میگیرد! غذا ازگلویت پایین نمیرود ... شبها را تا صبح به گریه مینشینی ...آن قدر مقاومت میکنی تا یک روز میبینی راهی نداری جز اینکه دندان "دوست داشتن" ات را بکشی و بیاندازی دور! حالا ... دندان دوست داشتن را که کشیده باشی، حالت خوب است، راحت میخوابی، راحت غذا میخوری و شبها دیگر گریهات نمیگیرد ولی ...همیشه جای خالیاش هست! حتی وقتی از ته دل میخندی ... یه حرفایی...ادامه مطلب

ما را در سایت یه حرفایی دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 5 تاريخ: جمعه 30 دی 1401 ساعت: 11:49

یه حرفایی...ادامه مطلب

ما را در سایت یه حرفایی دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 12 تاريخ: شنبه 16 بهمن 1400 ساعت: 18:10

مردی خری دید که در گل گیرکرده بود و صاحب خر از بیرون كشیدن آن خسته شده بود. برای كمك كردن دُم خر را گرفت، وَ زور زد، دُم خر از جای كنده شد.فریاد از صاحب خر برخاست كه « تاوان بده»!..مرد برای فرار به كوچهای دوید ولی بن بست بود. خود را در خانهای انداخت. زنی آنجا كنار حوض خانه نشسته بود و چیزی میشست و حامله بود. از آن فریاد و صدای بلندِ در ترسید و بچه اش سِقط شد.صاحبِ خانه نیز با صاحب خر همراه شد. مردِ گریزان بر روی بام خانه دوید. راهی نیافت، از بام به كوچهای فرود آمد كه در آن طبیبی خانه داشت. جوانی پدربیمارش را در انتظار نوبت در سایۀ دیوار خوابانده بود.مرد بر آن پیرمرد بیمار افتاد، چنان كه بیمار در جا مُرد. فرزند جوان به همراه صاحب خانه و صاحب خر به دنبال مرد افتاد!.. مَرد، به هنگام فرار، در سر پیچ كوچه با یهودی رهگذر سینه به سینه شد و او را به زمین انداخت. تکه چوبی در چشم یهودی رفت و كورش كرد. او نیز نالان و خونریزان به جمع متعاقبان پیوست !.. مرد گریزان، به ستوه از این همه،خود را به خانۀ قاضی رساند كه پناهم ده و قاضی در آن ساعت با زن شاكی خلوت كرده بود. چون رازش را دانست، چارۀ رسوایی را در طرفداری از او یافت: و وقتی از حال و حكایت او آگاه شد، مدعیان را به داخل خواند. نخست از یهودی پرسید. یهودی گفت: این مسلمان یك چشم مرا نابینا كرده است. قصاص طلب میكنم. قاضی گفت: دَیه مسلمان بر یهودی نصف بیشتر نیست.باید آن چشم دیگرت را نیزنابینا كند تا بتوان از او یك چشم گرفت! وقتی یهودی سود خود را در انصراف ازشكایت دید، به پنجاه دینار جریمه محكوم شد!.. جوانِ پدر مرده را پیش خواند. گفت: این مرد از بام بلند بر پدر بیمار من افتاد، هلاكش كرده است. به طلب قصاص او آمدهام. قاضی گفت: پدرت بیمار یه حرفایی...ادامه مطلب

ما را در سایت یه حرفایی دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 19 تاريخ: شنبه 16 بهمن 1400 ساعت: 18:10

دیگه عاشق شدن ناز کشیدن فایده نداره ندارهدیگه دنبال آهو دویدن فایده نداره ندارهچرا این در و اون در میزنی ای دل غافلدیگه دل بستن و دل بریدن فایده ندارهوقتی ای دل به گیسوی پریشون می رسی خودتو نگه داروقتی ای دل به چشمون غزل خون می رسی خودتو نگه دار ، خودتو نگه داردیگه عاشق شدن ناز کشیدن فایده نداره ندا یه حرفایی...ادامه مطلب

ما را در سایت یه حرفایی دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 25 تاريخ: دوشنبه 16 مرداد 1396 ساعت: 6:49

یه مدت زیادی به اینجاسر نزدم و ترجیح دادم اگه حرفی هست توخودم بریزم تا اینکه اینجا بگم... اوج بیشعوریه که زمان نیاز به دوستت پیام بدیو حالو احوال کنی(من بهش میگم پاچه خواری) و بعدش کارتو بهش بگی..... مثلا زنگ بهت بزنه و بگه چقد دلم برات تنگ شده و فلان روز فلان ساعت فلان کافه باش و تو وقتی قطع میکنی یه حرفایی...ادامه مطلب

ما را در سایت یه حرفایی دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 20 تاريخ: دوشنبه 16 مرداد 1396 ساعت: 6:49

صفحه بندی